گنجور

غزل شمارهٔ ۵۰۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

نیست اندیشه ای از زخم زبان سرکش را

خار و خس بستر سنجاب بود آتش را

بهره از عمر بود تیره روانان را بیش

زودتر جذب کند خاک می بی غش را

خوابش از بستر بیگانه پریشان نشود

هر که در زندگی از خاک کند مفرش را

چشم بر شست تو دارند غزالان حرم

خالی از تیر به بازیچه مکن ترکش را

به جز از جاذبه مهر و محبت صائب

کیست از خانه برون آورد آن سرکش را؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام