گنجور

غزل شمارهٔ ۵۰۵۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

میخانه ای است باغ که گلهاست ساغرش

ترکن دماغ جان ز می روح پرورش

هر نخل پرشکوفه درین باغ لیلیی است

کز خیرگی فکنده به یک شاخ، چادرش

گلگل شده است پیکر سیمین بوستان

از بس که ابر تنگ کشیده است دربرش

جز نخل پرشکوفه ندارد جهان خاک

چرخی که بر مراد بود سیر اخترش

گل آنچنان فریفته حسن خود شده است

کز شبنم است آینه دایم برابرش

در فصل نوبهار، چمن بزم چیده ای است

کز غنچه و گل است صراحی و ساغرش

بستان برات عیش ز دیوان نوبهار

اکنون که از شکوفه گشوده است دفترش

صائب چو لاله هر که بود کاسه سرنگون

خالی نمی شود زمی لعل ساغرش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام