گنجور

غزل شمارهٔ ۵۰۲۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چمن برید به مقراض رشک، سنبل خویش

سرآمدی ز نکویان به زلف و کاکل خویش

اگر چه هست لبت بی نیاز از پرسش

بپرس حال مرا گاهی از تغافل خویش

فتادگی است که پشتش نمی رسد به زمین

به خصم خویش سوارم من ازتحمل خویش

کمینه حکم شهنشاه عشق این حکم است

که گل پیاده رود در رکاب بلبل خویش

چه نعمتی است درین راه پرخطر صائب

که بسته ایم گران، توشه توکل خویش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام