گنجور

غزل شمارهٔ ۵۰۲۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

نهفته چون گنه از خلق دار طاعت خویش

به اطلاع خدا صلح کن ز شهرت خویش

ز ارتکاب گنه نیست شرمگینان را

خجالتی که مراهست ازعبادت خویش

دهان سایل اگر پرگهر کنم چو صدف

چو ابر آب شوم ازقصور همت خویش

بهشت اگر ز در خانه ام گذار کند

قدم برون نگذارم ز کنج خلوت خویش

درین جهان پرآشوب اگر حضوری هست

ازان کس است که قانع بودبه قسمت خویش

گرت هواست که فرمانروا شوی صائب

مپیچ ازخط فرمان، سر اطاعت خویش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

این اشعار به زیبائی عدم دلبستگی به اعمال را نشان میدهد که یکی از مهمترین منازل سیر الی الله است در واقع عجب وخود پسندی مانند آتشی که هیزم را می خورد اعمال حسنه را نابود می کند لذا همیشه باید بنده به فقر ذاتی خود اقرار نمایدتا انشاالله مورد رحمت بی منتهای الهی قرار گیرد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام