گنجور

غزل شمارهٔ ۵۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دل چسان پیچد عنان آه دردآلود را؟

ز آتش سوزان عنانداری نیاید دود را

تشنگی در خواب ممکن نیست کم گردد ز آب

نیست سیرابی ز خون آن چشم خواب آلود را

از نصیحت خشکی سودا نگردد بر طرف

برنیارد آتش سوزان ز خامی عود را

مردم کم مایه را اسراف برق خرمن است

حفظ کن از پوچ گویی ها دم معدود را

وقت بی برگی شود گوهرفشان از اشک، تاک

تنگدستی مانع ریزش نگردد جود را

حلقه خط، چشم حیران شد به دور عارضش

آه ازین آتش که در زنجیر دارد دود را

سبز گردد از بناگوش بتان پیش از ذقن

خط عنبرفام، حسن عاقبت محمود را

شیشه خشک است صائب در مذاقش آب خضر

هر که بوسیده است لبهای شراب آلود را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام