گنجور

غزل شمارهٔ ۴۹۳۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

شرابی را که چون پروانه گردد گرد سر طورش

نسازد پرده رنبوری انگور مستورش

کسی تاکی بود درخرقه ناموس زندانی؟

میی خواهم که بشکافد گریبان شیشه رازورش

نوای پرده سوز عشق، آهنگ دگردارد

کجا گردد به قانون خرد آهنگ، طنبورش؟

در هر دل که واکردم نگارین بوداز رویت

خوشا ملکی که هر ویرانه باشد بیت معمورش

به گرد چشم نرگس خواب آسایش نمی گردد

نمی دانم که دارد چشم بیمار که رنجورش

عزیزی چشم اگر داری به صحرای قناعت رو

که پای تخت از دست سلیمان می کند مورش

کلام صائب ما چون نگیرد رتبه حافظ؟

که استمداد همت می کند ازخاک پر نورش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام