گنجور

غزل شمارهٔ ۴۹۰۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

می کند دست نوازش هم دل ما راخموش

خشت اگر مانع تواند شد خم می را ز جوش

بازی جنت مخور، ازحال آدم پندگیر

درگذر مردانه زین گندم نمای جوفروش

پوچ گویی می دهد بر باد نقد عمر را

زود خالی می شود دیگی که ننشیند ز جوش

دیگران راگرم اگر سازد شراب آتشین

خون ما را شعله آواز می آرد به جوش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام