گنجور

غزل شمارهٔ ۴۸۸۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چون بود گلچهره ساقی باده رنگین گو مباش

ساعد سیمین چو باشد جام سیمین گو مباش

دست رنگین می کند کار شراب لعل فام

باده گلرنگ در دست نگارین گو مباش

هر سفالی رافروغ می بلورین می کند

باده چون روشن بود جام بلورین گو مباش

داغ ما خون رابه همت می تواند مشک کرد

کاکل عنبرفشان و زلف مشکین گو مباش

صحبت دلدار، ما را فارغ از دل کرده است

چون سوارازماست هرگز خانه زین گو مباش

خامه صائب معطر می کند آفاق را

در بیابان ختا آهوی مشکین گو مباش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام