گنجور

غزل شمارهٔ ۴۸۵۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بی نوش لبان آب بقا را چه کند کس؟

بی سبز خطان برگ ونوا را چه کندکس؟

توفیق در ایام جوانی مزه دارد

بی قوت پا راهنما را چه کند کس ؟

چون دفتر دل هر ورقی درکف بادی است

شیرازه آن زلف رسا راچه کند کس ؟

بی آب ،هوا سلسله جنبان غباراست

هرجا نبود باده هوارا چه کند کس ؟

پیش رخ او حرف گرفتم که نگویم

آیینه اندیشه نما راچه کند کس ؟

دولت که دهد رو،به جوانی مزه دارد

چون سر نبود بال هما راچه کندکس ؟

بیماری آن نرگس خونخوارمرا کشت

این ظالم مظلوم نماراچه کند کس؟

همراهی دل تاسرآن کوی ضرورست

در صحن حرم قبله نمارا چه کند کس ؟

صائب اگر آن دشمن جانهانپذیرد

آخر چو شرر نقد بقا راچه کند کس ؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام