گنجور

غزل شمارهٔ ۴۸۱۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

پیغامی ازان غنچه دهن می رسد امروز

خوشحالیی از غیب به من می رسد امروز

این شادی ازاندازه پیغام فزون است

بوسی ز لب یار به من می رسد امروز

مغز دو جهان راکند از عطسه پریشان

این نافه که ازناف ختن می سد امروز

ز آغوش وداعی که گل و لاله گشوده است

پیداست که گلچین به چمن می رسد امروز

حمام زنانه است جهان از سخن پوچ

گوش که به فریاد سخن می رسد امروز؟

جز زلف دراز تو که ترخان خدایی است

دست که به آن سیب ذقن می رسد امروز؟

دخلی است که بسیار ز خرج است گرانتر

چیزی که به ارباب سخن می رسد امروز

صائب نرود جز سخن حق به زبانم

پیمانه منصور به من می رسد امروز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام