گنجور

غزل شمارهٔ ۴۸۱۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چون شمع اشک در طلب مدعا مریز

نقد حیات خود چو شرر برهوا مریز

بی عزتی به اهل سخن مایه غم است

زنهار خرده های قلم زیر پا مریز

باید اگر به مردم بیگانه جان فشاند

زنهار آبرو به درآشنا مریز

آتش تمیز خارو خس از گل نمی کند

ای ساده لوح گل به گریبان ما مریز

از مفلسان زبان ملامت کشیده دار

زنهار خون ماهی بی فلس را مریز

صائب گذشت از دو جهان در وفای تو

خونش به خاک راه به تیغ جفا مریز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام