گنجور

غزل شمارهٔ ۴۸۱۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تا دست دست توست میی در ایاغ ریز

بر هر زمین که رسی رنگ باغ ریز

جام جم و سفال، گل یک حدیقه اند

مانند شیشه می به لب هر ایاغ ریز

زان باده ای که ریگ روان تردماغ ازوست

یک قطره درپیاله این بیدماغ ریز

ذوق کدام باده به خوش دشمن است؟

تا عندلیب مست شود خون زاغ ریز

بلبل برای چیست خس و خار آشیان؟

مشتی به چشم رخنه دیوار باغ ریز

دستت اگر به سوده الماس می رسد

درآستین زخم و گریبان داغ ریز

صائب بکش ز میکده عشق ساغری

ته جرعه نشاط به رخسار باغ ریز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام