گنجور

غزل شمارهٔ ۴۸۱۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بالا نکرده ساعد او راحیا هنوز

بیعت نکرده است به دستش حنا هنوز

آواز عندلیب به گوشش نخورده است

برگرد او نگشته نسیم صبا هنوز

در غنچه است جلوه گلزار شو خیش

دستش گلی نچیده ز رنگ حنا هنوز

گل عیب بیوفایی خود را علاج کرد

نشنیده است عهد تو بوی وفا هنوز

صدبار چین ابروی او داد رخصتم

من سر نمی کشم ز کمند وفا هنوز

ای دیده از غبار ره او چه دیده ای

در پرده است خاصیت توتیا هنوز

صائب هزار قاصد یأس آمد و گذشت

چون برق می پرد به رهش چشم ما هنوز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام