گنجور

غزل شمارهٔ ۴۸۱۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بر شیشه و پیاله ظفر یافت دست ما

ای آفتاب داغ شو، ای آسمان بسوز

راهی است راه عشق که ناچار رفتنی است

یوسف تو هم در آتش این کاروان بسوز

بر کوره گلابگر افتاد راه گل

بلبل تو نیز خار و خس آشیان بسوز

مردانه زیر تیغ چو شمع ایستاده شو

تا ممکن است تن زن و تا می توان بسوز

زین بیش پایمال درین خاکدان مباش

از بوسه وداع دل آسمان بسوز

خاکستر مرا ز حسد چشم می زنند

پروانه مرا ز نظرها نهان بسوز

صائب ز آستانه جانان، دل شبی

بربای بوسه ای و دل پاسبان بسوز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام