گنجور

غزل شمارهٔ ۴۸۱۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

منقار من ز صبح ازل بود دانه سوز

در بیضه بود ناله من آشیانه سوز

ای بخت، چشم باز کن این بزم راببین

ماییم و آن نگار وشراب بهانه سوز

از چشم او مدار تمنای مردمی

هرگز که دید مردمی از مست خانه سوز

خاکسترش به دامن صرصر گره زند

بر طور اگر نظر فکند حسن خانه سوز

بلبل دگر به شعله آواز من کجاست ؟

گلبانگ من چو برق بود آشیانه سوز

صائب به قطع این غزل تازه تا رسید

آتش چکاند از مژه کلک زبانه سوز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام