گنجور

غزل شمارهٔ ۴۷۹۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ز خط چو یار رخ آل راکند سرسبز

امید ،مزرع آمال راکند سرسبز

بهارحسن تو افتاده آنقدرتردست

که تخم سوخته خال را کندسرسبز

کسی به وصل شکرمی رسد که چون طوطی

زاشک تلخ پروبال را کند سرسبز

کند امید من آن روز صورتی پیدا

که آب آینه تمثال راکند سرسبز

ز فکر تازه برومندگشت خامه من

که فتح ،رایت اقبال را کند سرسبز

زباده نشو ونماکرد زنگ کلفت من

که آب سبزه پامال را کند سرسبز

کنون که ابر مروت شده است خشک ،مگر

بخون دل کسی آمال را کند سرسبز

زآه و ناله توان یافت حال دل صائب

که ترجمان، سخن لال راکند سرسبز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام