گنجور

غزل شمارهٔ ۴۷۷۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از سرشک گرم زرین است مژگانم هنوز

می چکد آتش چو شمع از رشته جانم هنوز

گرچه عمری رفت درکنعان سراسرمی روم

بوی پیراهن نرفته است ازگریبانم هنوز

دفتربرگ خزان راباغبان شیرازه بست

کاغذ باد است اوراق پریشانم هنوز

صبح رادر پرده گوش گران آتش گرفت

عندلیب ایمان نمی آرد به افغانم هنوز

از گلاب صبح محشر خواب مخمل تلخ شد

فکر بالین میکندبخت گران جانم هنوز

آخرای عمر سبکرواینقدر تعجیل چیست ؟

گرد راه از خود نیفشانده است دامانم هنوز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام