گنجور

غزل شمارهٔ ۴۷۶۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

رخنه در دل می کند مژگان قتالش هنوز

می کشد آب ازجگرها دانه خالش هنوز

شاهبازغمزه اش راگرچه خط دربوته کرد

در کمین سینه کبک است چنگالش هنوز

گر چه ازخط غمزه شوخش حصاری گشته است

موج جوهر می زند شمشیر اقبالش هنوز

گر چه دود از خرمن حسنش برآورده است خط

ریشه دردل میدوانددانه خالش هنوز

گشت در چشم غزالان گرد مجنون گوشه گیر

برنداردسنگ طفلان سرزدنبالش هنوز

از غم فرهاد آن زخمی که برشیرین رسید

اشگ خونین می چکداز چشم تمثالش هنوز

گرچه موی صائب از گردحوادث شد سفید

همچنان داردطراوت کشت آمالش هنوز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام