گنجور

غزل شمارهٔ ۴۷۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

محمل شوق کجا، کعبه امید کجا

شبنم تشنه کجا، چشمه خورشید کجا

ظرف نظاره خورشید ندارد شبنم

رتبه حسن کجا، حوصله دید کجا

دست کوتاه من و گردن او هیهات است

بال خفاش کجا، تارک خورشید کجا

سایه ای داشت که سرمایه آتش بود

حاصل عمر تهیدست من و بید کجا

عالمی چشم به راه نگه گرم تواند

به کجا می روی ای خونی امید کجا؟

بوریا موج شکر می زند از شیرینی

گل به سامان لب لعل تو خندید کجا؟

آب پیکان ز دل آمد سوی چشمم صائب

آخر آن چشمه سربسته ترا دید کجا؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محسن شفیعی نوشته:

بیت چهارم سایه ای داشت که سرمایه آسایش بود
صحیح است
مطابق چاپ قهرمان

کانال رسمی گنجور در تلگرام