گنجور

غزل شمارهٔ ۴۷۳۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سرمایه جنون ز نسیم بهار گیر

داغت اگر کمی کند از لاله زار گیر

داغی که نیست سکه ناسور بر رخش

بی اعتبارتر ز زر کم عیار گیر

باد مراد رفت به طوفان نیستی

ای کشتی شکسته ز دریاکنار گیر

دیدی چگونه زد به زمین آفتاب را

از گردش زمانه دون اعتبار گیر

ذوقی است جانفشانی یاران به اتفاق

هم رقص نیستی شو و دست شرارگیر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام