گنجور

غزل شمارهٔ ۴۷۱۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بیرون میا ز گوشه میخانه در بهار

لب بر مدار از لب پیمانه دربهار

بی موج سبزه نشأه می گل نمی کند

زندان می پرست بود خانه در بهار

تا گل شکفت شمع دگر سربرون نکرد

داغم ز تیره بختی پروانه دربهار

بی اختیار، چشم ترا هوش می برد

محتاج نیست خواب به افسانه در بهار

آغاز عاشقی است، ز قربم حذر کنید!

جهل است آشنایی دیوانه در بهار

صائب به فیض عالم بالا برابرست

یک هایهای گریه مستانه در بهار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام