گنجور

غزل شمارهٔ ۴۷۱۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

پیکان یار را به دل و جان نگاه دار

تاممکن است عزت مهمان نگاه دار

عینک به چشم هر که نهد شیشه دل شود

ای شوخ چشم،عزت پیران نگاه دار

رم می کند غزال من از نوشخند گل

ای غنچه دست خود ز گریبان نگاه دار

در هر گذر سبیل مکن آبروی خویش

ای خضر پاس چشمه حیوان نگاه دار

ای خط مبر طراوت آن روی را تمام

یک قطره بهر سیب زنخدان نگاه دار

ای سینه صرف صبح مکن آه را تمام

مدی برای شام غریبان نگاه دار

صائب مده به دست هوا اختیار دل

این کشتی شکسته ز طوفان نگاه دار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام