گنجور

غزل شمارهٔ ۴۶۷۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تیغ الماس بر اطراف کمر دارد مهر

از صف آرایی شبنم چه خطر داردمهر؟

حسن هر روز به آیین دگر جلوه کند

هر سحر تکیه به بالین دگر دارد مهر

نیست سرگشتگی عشق به جمعی مخصوص

همه اجزای جهان رابه سفر دارد مهر

برسر خشت عناصر چه قدر جلوه کند؟

شکوه از تنگی میدان سفر دارد مهر

عشق هر سوخته جان رابه زبانی دارد

پاس هر ذره به آستین دگر دارد مهر

چه کند داغ جنون را سرشوریده عشق

افسر از کوکبه خویش به سر دارد مهر

صائب از زردی رخسار و دم گرم سحر

می توان یافت که خاری به جگر دارد مهر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام