گنجور

غزل شمارهٔ ۴۶۶۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای رخت شسته تر از دامن مهتاب بهار

چشم مخمور تو گیرنده تر از خواب بهار

ابر خشکی است که در شوره زمین می گردد

باگل روی تو شادابی مهتاب بهار

مستی چشم تورا رطل گران حاجت نیست

بی نیازست ز افسانه شکر خواب بهار

برق خاروخس تقوی است شکرخنده گل

سیل ناموس بود چهره شاداب بهار

لازم عهد جوانی است سیه کاریها

روشن است این سخن از تیرگی آب بهار

پیش ازان دم که خزان زرد کند رخسارش

آب ده چشم ز خورشید جهانتاب بهار

عقل پیری ز من ایام جوانی مطلب

که در ایام خزان صاف شود آب بهار

جگر سوخته لاله خبر می بخشد

صائب ازشعله دیدار جگر تاب بهار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محمدکاظم کاظمی نوشته:

این آهنگ را استاد محمدحسین سرآهنگ آوازخوان متأخر افغانستان خوانده است. من فایل آهنگ و متن شعر آن را در سایت خود منتشر خواهم کرد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام