گنجور

غزل شمارهٔ ۴۶۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

زهی ز اندیشه لعل تو پر خون جام فکرت ها

ز خط عنبرینت پشت بر دیوار، حیرت ها

دل عارف غبارآلوده کثرت نمی گردد

نیندازد خلل در وحدت آیینه صورت ها

محیط از چهره سیلاب گرد راه می شوید

چه اندیشد کسی با عفو حق از گرد زلتها؟

چنین آن حسن عالمسوز اگر بی پرده خواهد شد

برون می آورد وحدت گزینان را ز خلوت ها

نگنجد در قبا عاشق، وگرنه از برای ما

مهیا کرده اند از اطلس افلاک خلعت ها

درآ در حلقه اهل نظر تا روشنت گردد

که در بیماری چشم نکویان است حکمت ها

ادب بند زبان عرض مطلب می شود صائب

وگرنه خامه ما در گره دارد شکایت ها

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام