گنجور

غزل شمارهٔ ۴۶۰۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

شورش دیوانه گردد از بیابان بیشتر

می شود وحشت فزون چون گشت میدان بیشتر

نیست ممکن دل شود ساکن زدست رعشه دار

وحشت مجنون شد از وحشی غزالان بیشتر

شوخ چشمی دربساط صنع عین غفلت است

هرکه بیناتر درین هنگامه حیران بیشتر

خشک سازد ریشه نخل هوس رانان خشک

آرزو گرددز نعمتهای الوان بیشتر

می شود طول امل در موسم پیری زیاد

موج دارددر سراب خشک جولان بیشتر

لقمه بیش ازدهن سرمایه حسرت بود

تلخ گردد عیش مور ازشکرستان بیشتر

منت دست حمایت کارصرصرمی کند

شمع می لرزد به جان در زیر دامان بیشتر

نیست در زندان تن جانهای کامل راقرار

خصم آرامند گوهرهای غلطان بیشتر

شسته رویان گرچه می شویند از خاطر غبار

می دواند ریشه دردل خط ریحان بیشتر

چرخ صائب برمراد سفلگان گردد مدام

در زمین شور بارد ابر احسان بیشتر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام