گنجور

غزل شمارهٔ ۴۵۷۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دل کجا در سینه ویرانه می گیرد قرار؟

کوچه گرد زلف کی درخانه می گیرد قرار؟

غنچه منقار مارابر گریز ناله نیست

عندلیب است آن که بیدردانه می گیرد قرار

جوش سودامغز را چون گل پریشان می کند

مرغ چون بر تارک دیوانه می گیرد قرار؟

جز تو کز غمخانه دل می روی چون برق و باد

سیل گرآید به این ویرانه، می گیرد قرار

داروی بیهوشی عاشق بود هجران یار

صبح چون روشن شود پروانه می گیرد قرار

تادل از خون شدتهی، چشم از پریدن باز ماند

شیشه چون خالی شود پیمانه می گیرد قرار

عرض اهل درد پروانه بیدرد برد

زیر تیغ شمع نامردانه می گیرد قرار

پایتخت بیستون و دامن دشت جنون

عشق اگر خواهد، به این دیوانه می گیرد قرار

آستین در منع اشک ماعبث پیچیده است

طفل بازیگوش کی در خانه می گیرد قرار؟

می کند مژگان صائب قطع الفت از سرشک

تاک اگر از گریه مستانه می گیرد قرار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام