گنجور

غزل شمارهٔ ۴۵۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

رموز سرگذشت عاشقان گر دیدنی دارد

خدا را سرسری مگذر ز اوراق خزان ما

اگر در ملک صورت نیست ما را گوشه ای صائب

سواد اعظم معنی است ملک بیکران ما

ندارد زآفتاب تربیت طالع بیان ما

به سیلی رنگ گرداند ثمر در بوستان ما

ندیدیم از سخن فهمان عالم گوشه چشمی

اگر چه سرمه شد از فکر مغز استخوان ما

اگر لیلی، اگر مجنون ز ما دارند تلقین را

به حسن و عشق حق تربیت دارد بیان ما

کلام ما خلایق را به راه راست می آرد

کجی از تیر بیرون می برد زور کمان ما

عزیز قدردانی نیست در مصر سخن سنجی

ندارد ورنه جنسی غیر یوسف کاروان ما

گل خود می شمارد خنده صبح قیامت را

چراغی کز دل بیدار دارد دودمان ما

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محسن شفیعی نوشته:

بیت سوم وابیات بعدش باید در ابتدای غزل قرار گیرند
مطابق چاپ محمد قهرمان

کانال رسمی گنجور در تلگرام