گنجور

غزل شمارهٔ ۴۵۴۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

مورنه ای پیش قند تنگ میان را ببند

خاک قناعت بمال بر لب وشکر بخند

بر سر دست دعاست روی به هر جا کند

ابر که بر خار و خس سایه رحمت فکند

سلسله پردازشو رو به بیابان گذار

چند سراسر توان رفت درین کوچه بند

نغمه اول که ریخت غنچه منقار من

بر نفس گرم من سوخت زر گل سپند

صحبت ارباب حال جای شروشورنیست

سرمه به آواز خود می دهد اینجا سپند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام