گنجور

غزل شمارهٔ ۴۵۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ز خط سبز شد فیروزه ای لعل نگار ما

جواهر سرمه ای می خواست چشم اشکبار ما

اگر چه بی صفا گردد ز گرد آیینه روشن

یکی صد شد ز گرد خط، صدای گلعذار ما

خط آزادی اغیار شد گر خط شبرنگش

شب قدری است بهر دیده شب زنده دار ما

نگه دارد خدا از چشم بد آن روی نو خط را!

که دام عنبرین سامان دهد بهر شکار ما

درین فرصت که خط پیچید دست زلف ظالم را

مشو غافل ز احوال دل امیدوار ما

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام