گنجور

غزل شمارهٔ ۴۵۰۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

فتنه چشم تو چون ز خواب برآید

از طرف مغرب آفتاب برآید

دست دعای ملک دود ز دو جانب

چون به بغل خانه رکاب برآید

ماه شب چارده ستاره روزست

چون به لب بام بی نقاب برآید

لعل لبت آب بست بر لب خشکم

تا در گوش تو چون ز آب برآید

صبح ز شرم تو زد گره به شکرخند

مهر به دور تو با نقاب برآید

هر سر موگرشودزبان سؤالی

چشم تو از عهده جواب برآید

از غلط اندازی فلک عجبی نیست

چشمه حیوان گر از سراب برآید

دولت بیدار سرنهدبه کنارش

هرکه به رویت سحر ز خواب برآید

گر به گلستان رسد ترانه صائب

غنچه ز پیراهن حجاب برآید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام