گنجور

غزل شمارهٔ ۴۴۹۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دولت روشندلی زوال ندارد

آب گهر بیم خشکسال ندارد

سوخته را هیچ کس دوبار نسوزد

اختر اهل سخن وبال ندارد

نیست کم از وصل گل ندیدن گلچین

بلبل ما از قفس ملال ندارد

خاک نشینی کمال صافدلان است

آب لباسی به از سفال ندارد

ابر بهاران چرا خموش نشسته است

گر صدف ما لب سؤال ندارد

هر که دل خویش را چو عود نسوزد

ذوق پریخوانی خیال ندارد

از دل منعم مجو نسیم گشایش

خانه تن پروران شمال ندارد

صائب اگر چشم موشکاف ترا هست

جامه اطلس قماش شال ندارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام