گنجور

غزل شمارهٔ ۴۴۹۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آتش عشق تو چون زبانه برآرد

از دل سنگ آه عاشقانه برآرد

تا به یکی بوسه خوش کند دل عاشق

زان دهن تنگ صد بهانه برآرد

گوشه نشینی براق عالم بالاست

بیضه پر و بال از آشیانه برآرد

هر که فرو برد سر به جیب تأمل

کشتی از این بحر بیکرانه برآرد

روزی برق است خرمنی چو صبحش

حاجت موری به یک دو دانه برآرد

غوطه به خون شفق دهند چو صبحش

هر که نفسهای بیغمانه برآرد

ترک کجی کن که تیرراست چو گردد

گرد به یک حمله از نشانه برآرد

دانه امید را چو خوشه پروین

از دل شب گریه شبانه برآرد

مطرب آتش نوای خامه صائب

از دوجهانت به یک ترانه برآرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام