گنجور

غزل شمارهٔ ۴۴۸۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

رخ تو رنگ زگلگونه شراب نگیرد

ز صبح ساغر زرین آفتاب نگیرد

به خون خلق ازان تشنه اند لاله عذاران

که خون شبنم گل کس ز آفتاب نگیرد

به زیب عاریه محتاج نیست میوه جنت

که رنگ سیب زنخدان ز ماهتاب نگیرد

خراب کرد مراسرکشی ز سیل حوادث

اگر چه هیچ زمین بلند آب نگیرد

مسلمند ز دوزخ به حشر سوخته جانان

که هیچ کس ز گل آتشی گلاب نگیرد

کشیده دست چنان صائب از عنان گرفتن

که همت از در دلها به هیچ باب نگیرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام