گنجور

غزل شمارهٔ ۴۴۸۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

زوعده های دروغش دل اضطراب ندارد

سرکمندفریب مرا سراب ندارد

هلاک حسن خداداداوشوم که سراپا

چوشعر حافظ شیراز انتخاب ندارد

حدیث تنگ شکر بادهان یارمگویید

که تنگ حوصله یک حرف تلخ تاب ندارد

در آن محیط که من می روم چو موج سراسر

سپهر ظرف تماشای یک حباب ندارد

شکسته خار به چشمم ز بدگمانی غیرت

که از خیال که چشم ستاره خواب ندارد

کدام راهرو اینجا دم از ثبات قدم زد

که هم ز نقش قدم پای در رکاب ندارد

به نازبالش گل تکیه کرده قطره شبنم

خبر زداغ مکافات آفتاب ندارد

دلت ز جهل مرکب سیه شده است وگرنه

کدام خشت که در سینه صدکتاب ندارد

شده است بسته چنان راه فیض بر دل صائب

که ازخدنگ تو امید فتح باب ندارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام