گنجور

غزل شمارهٔ ۴۴۷۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سفر گزین که سخن در وطن غریب نگردد

شکسته پای وطن را سخن غریب نگردد

نمی توان به وطن ناله ای به درد کشیدن

نوای مرغ چمن در چمن من غریب نگردد

غریب روی زمین گشتم از غریب خیالی

که هیچ کس به وطن همچومن غریب نگردد

تو تا به شعله نغلطی سخن برشته نگردد

تو تا یتیم نگردی سخن غریب نگردد

به هر طرف که روی گل نظربه روی تو دارد

مرو ز باغ که گل در چمن غریب نگردد

فروغ شمع ونسیم گل از پی تو برون رفت

ز رفتن تو چرا انجمن غریب نگردد

گذشت کوهکن داغ دیده با دل پرخون

چگونه لاله خونین کفن غریب نگردد

نبیند از نظر گرم تا غریب نوازی

نوای صائب شیرین سخن غریب نگردد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام