گنجور

غزل شمارهٔ ۴۴۷۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از عشق یار نوخط دل زود می گشاید

فصل بهاراز دل زنگار می زداید

حسن برهنه رویان بر یک قرار باشد

هر روز خط کمالی بر حسن می فزاید

از یار چارابرو سخت است دل گرفتن

کشتی ز چار موجه کمتر به ساحل آید

هر کس فکند خود راافکند عالمی را

هر کس به خود برآید با عالمی برآید

عشق است بی تکلف حسن است لاابالی

تا با که خوش بر آید تا از کجا نماید

آیینه دار عشقند ذرات هر دو عالم

این آفتاب جانسوز تا از کجا برآید

گلهای بوستانی بر هم نهند دیوان

دیوان خویش صائب در هر کجا گشاید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام