گنجور

غزل شمارهٔ ۴۴۵۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

خط سیه مبادا زان خال سربرآرد

عمرش تمام گردد چون مور پربرآرد

در غنچگی چو لاله ما شعله طینتان را

داغ سیاه بختی دود از جگر برآرد

دم را به لب گره زن کز قعر بحر غواص

از دولت خموشی عقده گهر برآرد

تنها نمی پرد چشم بر دانه های خالش

وقت است خیل مژگان چون مور پربرآرد

هر شاخی از بنفشه میلی است سرمه آلود

بیچاره عندلیبی کز بیضه سربرآرد

سهل است اگر ز تیرش داریم چشم پیکان

از بید می تواند همت ثمر برآرد

خضر بلند فطرت با آن سواد روشن

از خط جوهر تیغ مشکل که سربرآرد

از زلف دل گرفتن بازیچه می شمارد

از قید هند صائب خودرا اگر برآرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام