گنجور

غزل شمارهٔ ۴۴۵۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

شب زنده دار را دل روشن چو ماه گردد

از خواب روز دلها چون شب سیاه گردد

تا صفحه نانوشته است آسوده از تماشاست

در روزگار خط حسن عاشق نگاه گردد

در ترک اعتبارست گرهست اعتباری

چون سر برهنه گردید گردون کلاه گردد

در لامکان کند سیر آه سبک عنانش

آن را که قامت او سر مشق آه گردد

همت فرو نیارد سر پیش تنگ چشمان

کی تیغ کوه سیراب از آب چاه گردد

از بی نیازی حق زاهد خبر ندارد

تا منفعل ز طاعت بیش از گناه گردد

با راستان عداوت صائب شگون ندارد

مار اجل رسیده بر گرد راه گردد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام