گنجور

غزل شمارهٔ ۴۴۳۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آهی که ز دلهای هوسناک برآید

دودی است که از بوته خاشاک برآید

در سوزش دل کوش که در مزرعه امکان

تخمی که شود سوخته از خاک برآید

بیرون نبرد سرکشی از خوی نکویان

گر آه جگر سوز به افلاک برآید

از باده گلرنگ مرا باز شود دل

از گریه گره گر ز رگ تاک برآید

صبحی که تو از دل سیهی خنده شماری

آهی است که از سینه افلاک برآید

از گنج به افسون نکند مار جدایی

قارون چه خیال است که از خاک برآید

آهی که کند داغ جگر گاه فلک را

از سینه گرم و دل غمناک برآید

از تیرگی بخت مکن شکوه که این دود

صائب ز دل شعله ادراک برآید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام