گنجور

غزل شمارهٔ ۴۴۰۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

کیفیت می زاهد فرزانه نداند

تا سرنکند در سرپینانه نداند

زاهد که بود خشک تر از دانه تسبیح

حق نمک گریه مستانه نداند

در کعبه ام ویاصنم آید به زبانم

سرگرم جنون کعبه وبتخانه نداند

عمری است سراسر رو آن کوچه زلف است

چون موی به موحال دلم شانه نداند

با آن که دوصد میکده پرداخته ماست

می خوردن ما را لب پیمانه نداند

آن بلبل مستم که اگر در شکن دام

در بال گره افتدش ار دانه نداند

شوخی که ندارد نگه گرم به عاشق

شمعی است که دل سوزی پروانه نداند

هر کس به سخن خویش نزدیک ندارد

صائب مزه معنی بیگانه نداند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام