گنجور

غزل شمارهٔ ۴۳۸۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دل سخت چو گردید نصیحت نپذیرد

سنگ از قدم راهروان نقش نگیرد

فریاد که جز عکس مراد آینه ما

از ساده دلی صورت دیگر نپذیرد

سوزددل عشاق فزون شعله آواز

در سوخته آتش نتواند که نگیرد

از آب شود آتش یاقوت فروزان

از مهر دل هر که شود زنده نمیرد

رنگین مکن از باده لعلی رخ محجوب

کاین آینه از آب گهر زنگ پذیرد

برسنگ زند گوهر بی قیمت خود را

هرکس که ازین سنگدلان گوشه نگیرد

حیران جمال تو چو آیینه تصویر

گر آب شود صورت دیگر نپذیرد

در دعوی تجرید مریدی که تمام است

همت گه درمانگی از پیر نگیرد

هر جا که شود خامه صائب گهرافشان

دریا ز صدف گوش محال است نگیرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام