گنجور

غزل شمارهٔ ۴۳۷۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گر غیر مرا از تو به نیرنگ برآورد

نتوان در دل را به گل وسنگ برآورد

خورشید نفس سوخته آمد به تماشا

تا آن رخ گلگون خط شبرنگ برآورد

از آتش رخسار تو داغی به جگر داشت

هر لاله که سر از جگر سنگ برآورد

با سینه آتش چه کند ناخن خاشاک

نتوان به خراش دل ما چنگ برآورد

از دل به زبان نامده گردید سخن سبز

در سینه من بس که نفس زنگ برآورد

با زور محبت چه کند سختی هجران

معشوقه خود کوهکن از سنگ برآورد

سیمای خزان بود گل روی سخن را

صائب ز دم گرم من این رنگ برآورد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام