گنجور

غزل شمارهٔ ۴۳۷۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

رخسار ترا خط نتوانست نهان کرد

بی پرده تر این آینه را آینه دان کرد

می شد به شکر پسته ازین پیش حصاری

شکر لب نو خط تودر پسته نهان کرد

رفتار تو از آب روان گرد بر آورد

رخسار تو خون در جگر لاله ستان کرد

بر تنگ شکر غیرت من تلخ کند عیش

هر چند مرا تنگدل آن غنچه دهان کرد

روشن شد ازان صفحه رخسار سوادم

آن خط بنا گوش مرا حاشیه دان کرد

فریاد که نتوان دل صد پاره مارا

شیرازه درین باغ چو اوراق خزان کرد

حاشا که پر از گوهر سیراب نسازد

صائب چو صدف آن که مرا پاک دهان کرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام