گنجور

غزل شمارهٔ ۴۳۵۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دل بردن ما اینهمه تدبیر ندارد

این راه سبک حاجت شبگیر ندارد

در هر دو جهان کیست کز او شرم کند عشق

نقاش حیا از رخ تصویر ندارد

اطوار من از دایره عقل برون است

خواب من سودازده تدبیر ندارد

از وادی کونین چه کارست گذشتن

این یک دو قدم حاجت شبگیر ندارد

خورشید کباب است ازان جاذبه حسن

چون سایه گرفتار تو زنجیر ندارد

شیرازه نکرده است کسی برگ خزان را

مجنون تو پیوند به زنجیر ندارد

تا بلبل باغ فرح آباد توان شد

صائب هوس گلشن کشمیر ندارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام