گنجور

غزل شمارهٔ ۴۳۳۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بی ابر گهربار چمن شسته نگردد

تا دل نشود آب سخن شسته نگردد

دامن به میان تا نزند اشک ندامت

گرد گنه از خانه تن شسته نگردد

برچهره یوسف اثر سیلی اخوان

نیلی است که از صبح وطن شسته نگردد

خون زنگ نشوید ز دل غنچه پیکان

از باده غبار دل من شسته نگردد

دندان به جگر نه که به آب و عرق سعی

گرد خط ازان سیب ذقن شسته نگردد

از ابر بهاران نشود مخزن گوهر

تا همچو صدف کام و دهن شسته نگردد

از گریه چسان سبز شود بخت که ظلمت

از بال وپر زاغ و زغن شسته نگردد

تا شمع سهیل است درین بزم فروزان

از خون جگر روی یمن شسته نگردد

فکر خط وخال از دل سودازده من

چون تیرگی از مشک ختن شسته نگردد

از بخیه نیاید لب افسوس فراهم

از روی کهنسال شکن شسته نگردد

چون گرد یتیمی ز گهر گرد کسادی

صائب ز رخ اهل سخن شسته نگردد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام