گنجور

غزل شمارهٔ ۴۳۲۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هر کس نوایی از من آتش زبان شنید

افسرده شد چو زمزمه بلبلان شنید

در پرده های گوش گل از ناز ره نیافت

فریاد من که گوش کر باغبان شنید

بر عاجزان دراز نسازد زبان چو تیر

پیش از هدف کسی که فغان از کمان شنید

در حیرتم که از چه به گل ماند پای سرو

زین نغمه های تر که ز آب روان شنید

خامی بود توقع روزی ز آسمان

کی زین تنور سرد کسی بوی نان شنید

دیوانه گر نگشت سرش داغ کردنی است

هر کس که وصف خوبی آن دلستان شنید

در هر دلی که حسن گلو سوز او گذشت

بوی کباب از نفسش می توان شنید

صائب گرفت گوشه ای از اهل روزگار

ازبس که ناشنیدنی از مردمان شنید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام