گنجور

غزل شمارهٔ ۴۳۰۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

شوخی که عرض حسن به اغیار می دهد

آب خضر به صورت دیوار می دهد

زودا که رخ به خون جگر لاله گون کند

آن ساده دل که تربیت خار می دهد

روشندلان ز خصم ندارند جان دریغ

آیینه آب سبزه زنگار می دهد

از پاک طینتی است که ابر گرفته رو

رزق صدف ز گوهر شهوار می دهد

بی حاصلی است حاصل دل تا بود درست

این شاخ چون شکسته شود بار می دهد

موسی ز اشتیاق تجلی هلاک شد

ایزد به طور وعده دیدار می دهد

صد عقده باز می کند از کار خویشتن

صائب کسی که سبحه به زنارمی دهد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام