گنجور

غزل شمارهٔ ۴۳۰۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

یک بار رو به اهل وفا می توان نمود

تعمیر کعبه دل ما می توان نمود

واسوختن علاج تب عشق می کند

این درد را به داغ دوامی توان نمود

تا نیم قطره در قدح آبروی هست

قطع نظر ز آب بقا می توان نمود

در روزگار صبح بنا گوش آن نگار

پیشین، نماز صبح ادا می توان نمود

سر پنجه تصرف اگر در نگار نیست

گل را ز رنگ وبوی جدا می توان نمود

از دست وپا زدن نرود کارعشق پیش

اینجا به دست بسته شنا می توان نمود

از راه کعبه با جگر تشنه آمده است

یک بوسه نذرصائب ما می توان نمود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام