گنجور

غزل شمارهٔ ۴۲۳۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

کی دلبران زصحبت دل سیر می شوند

خوبان کجا ز آینه دلگیر می شوند

در خانمان خرابی دل سعی می کنند

این غافلان که در پی تعمیر می شوند

چون صبح زیر خیمه دلگیر آسمان

روشندلان به یک دو نفس پیر می شوند

غیر از گرسنگی که نگردند سیر ازو

هر نعمتی که هست ازو سیر می شوند

آنان که قد کنند دوتا پیش چون خودی

در خانه کمان هدف تیر می شوند

بی جذبه آن کسان که درین ره قدم نهند

گر بر فلک روند زمین گیر می شوند

جمعی که پا به صدق درین راه می نهند

در یک نفس چو صبح جهانگیر می شوند

جمعی که از حسب به نسب می کنند صلح

قانع به استخوان ز طباشیر می شوند

صائب ز زخم شیر مکافات غافلند

صید افکنان که در پی نخجیر می شوند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام